أحمد بن حامد كرمانى
85
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
مفسد سعايت شفقت پادشاه را نكنند بلكه محض شقاوت و خبث اعتقاد او را بران دارد . و مصطفى صلى اللّه عليه و سلم گفت ايّاكم و مهلك الثلاثة . قيل : و من مهلك الثّلاثة . قال : الّذى يسعى بأخيه الى سلطان فيهلك سلطانه و نفسه و اخاه گفت « 1 » از هلاك كنندهء سه كس به پرهيزيد . گفتند يا رسول اللّه هلاككنندهء سه كس كيست . گفت آنكس كه سعايت برادر كند پيش سلطان خود و برادر و سلطان هر سه را هلاك كرده باشد . و از حسن اعتقاد و فرط معرفت او آنست كه نديمان بارگاه و مقيمان درگاه او اصحاب هنرند و مجالست و مؤانست و محاضرت و مشاورت او با اهل علم و حكمت و ادبست . و سفيان ثورى « 2 » مىگويد بهترين سلاطين آن باشد كه مجالست او با اهل علم باشد و گفتهاند همه كس به خدمت پادشاه بزرگ شوند و پادشاه بصحبت اهل علم بزرگ شود « 3 » ، عن المرء لا تسأل و ابصر قرينه « 4 » * و كلّ قرين بالمقارن يقتدى « 5 » و مصطفي مىگويد قرين نيك همچون عطارست اگر عطر خويش به تو ندهد بوى آن در تو آويزد و قرين بد آهنگرست اگر « 6 » آتش او ترا نسوزد دو داو در تو گيرد . و سكندر چون مشورت او با علما بود و صحبت او با حكما بيمن نصيحت و حسن اشارت ايشان بهرچه روى مىنهاد مقصود او در حجاب تعذر نمىماند . و چنين گويند كه هرگز لشكرگاه او از چهار صد مرد حكيم و عالم خالى نبود و وزير و استاد او ارسطاطاليس
--> ( 1 ) - چ : ( يعنى ) دارد . ( 2 ) - مراد ابو عبد اللّه سفيان بن سعيد بن مسروق ثورى كوفي مضرى است ( 97 - 161 ) كه در حديث و علوم دينى و ورع شهرهء زمان خويش بوده . الجامع الكبير ، الجامع الصغير و كتاب الفرايض از تأليفات او است ( قاموس الاعلاء تاليف خير الدين الزركلى ، ذيل حروف « سف » ) . شيخ عطار گويد . . . از بزرگان دين بود . او را امير المؤمنين گفتندى . هرگز خلافت ناكرده و مقتداء به حق بود و صاحب قبول و در علم ظاهر و باطن نظير نداشت ( تذكرة الاولياء ج 1 ص 188 - 196 ) . ( 3 ) - سياستنامهء خواجهء نظام الملك طبع آقاى خلخالى ص 43 . ( 4 ) - عن المرء لا تسأل و سل عن قرينه ( نهاية الارب ج 3 ص 65 ) . ( 5 ) - از قصيدهء عدي بن زيد است بمطلع : ا تعرف رسم الدّار من امّ معبد * نعم و رماك السّوق قبل التّجلّد ( شعراء النصرانيه ص 465 ) . اين بيت بطرفة بن العبد هم نسبت داده شده است ( شعراء النصرانيه ص 318 ) . ( 6 ) - م : ( كه اگر ) .